سيد محمد حسن بني هاشمي خميني

353

توضيح المسائل مراجع ( فارسي )

( 2 ) گلپايگانى ، صافى : و جعالهء محجور ، نسبت به اموالى كه شرعاً از تصرّف در آنها ممنوع است صحيح نيست . ( 3 ) نورى : يا در حال بالغ شدن سفيه باشد . . ( 4 ) اراكى ، خوئى ، فاضل ، سيستانى ، تبريزى ، مكارم : جعالهء آدم سفيهى كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مىكند ، صحيح نيست ( سيستانى : و همچنين جعالهء مفلَّس ، در آن قسم از اموالش كه حقّ تصرّف در آنها را ندارد ، صحيح نمىباشد ) . زنجانى : مسأله جاعل بايد مميّز و عاقل باشد و از روى قصد قرارداد كند و نيز اگر بخواهد در مال خود قرارداد كند بايد بالغ و با اختيار باشد و شرعاً بتواند در مال خود تصرّف نمايد ؛ بنا بر اين جعالهء نابالغ يا سفيه يا مفلَّس ( كه توضيح آن در مسأله [ 2145 ] گذشت ) صحيح نيست ، مگر ولىّ نابالغ يا سفيه به انجام جعاله اذن دهند ، يا پس از انجام ، آن را اجازه دهند ؛ همين طور اگر طلبكاران ، جعالهء مفلَّس را اذن يا اجازه دهند ، جعاله صحيح است . مسأله 2220 كارى را كه جاعل مىگويد براى او انجام دهند ، بايد حرام نباشد و نيز بايد بى فايده نباشد ( 1 ) كه غرض عقلايى به آن تعلق نگرفته باشد ( 2 ) پس اگر بگويد هر كس شراب بخورد ، يا در شب ( 3 ) به جاى تاريكى برود ( 4 ) ده تومان به او مىدهم ، جعاله صحيح نيست . ) * ( 1 ) بهجت : و از واجباتى نباشد كه شرعاً خود عامل لازم است بجا آورد ؛ پس اگر بگويد ، هر كس شراب بخورد ، يا در شب تاريك به مكانى مخوف برود ، يا نماز واجب خود را بخواند صد تومان به او مىدهم ، جعاله صحيح نيست . ( 2 ) فاضل : يا از واجباتى كه شرعاً لازم است مجاناً آورده شود نباشد مگر در موردى كه يك غرض عقلايى نسبت به جاعل در آن وجود داشته باشد . . گلپايگانى ، زنجانى : كارى را كه جاعل مىگويد براى او انجام دهند ، بايد حرام يا بى فايده نباشد . . خوئى ، تبريزى ، سيستانى ، صافى : كارى را كه جاعل مىگويد براى او انجام دهند ، بايد حرام يا بى فايده يا از واجباتى كه شرعاً لازم است مجاناً آورده شود نباشد . . ( 3 ) سيستانى : در شب بدون مقصد عقلايى . . زنجانى : بى جهت در شب . . ( 4 ) خوئى ، سيستانى ، تبريزى : يا نماز واجب خود را بخواند . . مسأله 2221 اگر مالى را كه قرار مىگذارد بدهد ، معين كند مثلًا بگويد هر كس اسب مرا پيدا كند ، اين گندم را ( 1 ) به او مىدهم ، لازم نيست بگويد آن گندم مال كجاست و قيمت آن چيست ، ولى اگر ( 2 ) مال را معين نكند مثلًا بگويد كسى كه اسب مرا پيدا كند ده من گندم به او مىدهم ، بايد ( 3 ) خصوصيات آن را كاملًا معين نمايد . ) * ( 1 ) زنجانى : اين گندم را ( كه به رؤيت عامل رسيده است ) . . ( 2 ) تبريزى : و اگر . . ( 3 ) فاضل : بنا بر احتياط واجب بايد . . تبريزى : لازم نيست . .